تبليغاتX
ره پوی وصال



ره پوی وصال

انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ...




بسم الله الرحمن الرحیم


بسم الرب المهدی

السلام علیکم یا عبادالله الصالحین

از اینکه به وبلاگ " ره پوی وصال " تشریف آوردید بسیار متشکرم

امیدوارم که لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید ؛ 

در اینجا از هرچیزی که تصور کنید صحبت میشود عقیده دارم :

هر چه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند

خصوصا اگر توی راهی باشی که رهرو نباشه و رهرو باشی و رهرو نباشی ...

گفتنی های این دل بسیار و فرصت کم و از غافله عقب می مانی گر می خواهی رهروباشی ...

با ما همراه باشید

           یا علی مدد التماس دعای فرج ره پوی وصال باشید


+ نوشته شده در شنبه 1390/12/13 | ساعت3:48 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا


سلام عرض ادب و احترام

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

http://mandie.persiangig.com/rahpoy/06.jpg

26 اردیبهشت ماه در یکی از سال های خدای متعال بود در شهرستان مسجد سلیمان چشم به این جهان گشودم ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

طبق نقل قول مادرعزیز و بزرگوارم

چند روزی در بیمارستان بستری بودند و مادر بزرگ حقیر را به خانه آورد و توی مسیر مادر بزرگ که نوه اش در آغوشش بود تصادف می کنند و البته از این تصادف سالم بیرون آمدیم .

یکی از خاطرات ولادت یا تولد را برای شما عرض می کنم .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

من با واژه ای به اسم تولد یا ولادت ذاتاً بیگانه ام و علاقه ای ندارم که تولدی برای من بگیرند و این مسئله رو در سن فکرمیکنم چهار سالگی به دنیا ثابت کردم در اون زمان دنیای من یک محله بود یک مصالح فروشی نزدیک خانه دوستم عماد که خط قرمز ما میشد یعنی اینکه از آن طرف مصالح فروشی حق عبور نداشتیم و اگر بازی و ... بود بایستی قبل از رسیدن به خط قرمز انجام می دادیم .

توی این دنیای کوچک زمان معنا نداشت و نمایان نبود که چگونه میگذرد من و عماد دائما در حال گردش و بازی و سرگرمی بودیم .

یکی از سال ها 26اردیبهشت فرا می رسد ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خانه عماد رفته بودم و سخت مشغول بازی بودیم و از قضا اون روز، روز خیلی خوبی بود برای من و دوست نداشتم با هیچ چیز عوضش کنم و با رفیق فابریکی مثل عماد خوش میگذشت ...

در به صدا در آمد ...

در رو باز کردند دیدم برادرم اومده و میگه یونس امروز تولدته اومدم دنبالت که  بریم خونه

کیک و شیرینی خریدیم اونجا جشن میخوایم بگیریم .

آنقدر دنیای عجیب و غریبی بود که گفتم نمیام کیک و شیرینی هم برای خودتون باشه :) البته با لحن محترمانه

عماد نیشخند زد :دی

پا ورقی :

عماد یکی از دوستان صمیمی و بسیار صمیمی من بود مادر عماد اصالتا فکر میکنم عرب خداوکیلی فراموش کردم :دی بود و پدر عماد از فامیل های مادری ما میشد و مادرم بهشون میگفت دایی و یک مسئله  دیگه اینکه عماد برادر رضاعی من میشد و این باعث شده بود من خیلی به عماد و خانواده اش  نزدیک بشم .

البته به جزء عماد یک برادر رضاعی دیگه به نام عباس دارم و یک خواهر رضاعی دیگه  دارم که هر سه این عزیزان رو جزئی از خودم میدونم .

ادامه داستان :

کل خانواده ما منتظر بودن که من و عماد و خانواده اش بیایم و جشن رو شروع کنیم و منم سر موضع خودم بودم و کوتاه نمی آمدم . خلاصه اینکه بعد از سال ها یک جشن تولد گرفته شده بود و منم در صحنه نبودم :دی

و البته بعد از اون به دلایلی تمایل به برگزاری جشن تولد نداشتم و در تاریخ زندگانی من چیزی به اسم جشن تولد موجود نمی باشد :)

اما تولد ...

میگن

تولد هر انسان نشان دهنده این است که خدا هنوز از آدم ها نا امید نشده ...

بارها شده ما از رحمت خدا نا امید میشیم و خودمون رو وصل میکنیم به عرفان های کاذب و سیر و سلوکمون میشکنه و بدتر از اون اینکه اون عرفان کاذب ما رو غرق خودش میکنه و شاید یه زمانی هم برسه که باز بیایم سمت خدا

اما هر بار که وصل میشیم به جرگه الهی و بعدش نا امیدی به سراغمون میاد این عرفان کاذب ما رو بیش از پیش دور تر از خدا میکنه...

اما چرا اینگونه میشه ؟!

یکی از علت هاش اینه که ما میخوایم  عادت کنیم یا بعضا عادت کردیم نقد کار کنیم !

یعنی چی ؟

یعنی اینکه تا یه چیزی رو از خدا میخوایم یا اینکه یه دعایی رو میکنیم دوست داریم در همان لحظه و آنی اون رحمت بر ما نازل بشه سوای از اینکه کوله بارمون پر از گناه باشه و تا به حال هم نگفته باشیم اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا(دعای کمیل )

اهل کوفه آدم هایی بودند که نقد کار میکردند ، یعنی حاضر بودند برای یک کیسه سکه سر ولی خدا رو بر سر نیزه کنند.

نقدی کار میکردند که حاضر شدند امیرالمومنین علی علیه السلام رو تنها بگذارند و نهایتا در مسجد کوفه در محراب سر مبارکشان را به خون آغشته کنند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ما عادت کردیم نقدی کار کنیم هیچ حواسمون نیست که خدایی که ما رو آفریده یک امیدی به ما داشته که آفرید و او از ما نا امید نشده ولی ما نا امید شدیم از رحمت بی کرانش .

نا امید شدیم چون خیلی چیزا به راحتی نقدی به ما رسید !!!...

اما حواسمون نیست اگر خدا میخواست نقد با ما حساب کنه الان کلاهمون پس معرکه بود...

معلوم نبود وجودمون به چه شکلی میشد زندگانی به چه چیزی معنا میشد !!!

لذا در کنار شادی های هنگام تولد بیایید یکمی فکر کنیم !

امیرالمومنین یسوب الدین علی علیه السلام فرمودند :

یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است !!!

اگر عبادت را با ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون جمع ببندیم می بینیم که درجه فکر و تفکر چقدر بالاست !

پس قدر این قوه را که خدا در وجود ما  قرار داده رو بدانیم و باید شکر گزار این نعمتش باشیم .

ایام ولادت تلنگری به ماست که توی این یک سال چه کارها کردیم ؟

چقدر تونستیم اون چیزی باشیم که خدا ازما خواسته ؟

چقدر تونستیم توی اون مسیری حرکت کنیم که خدا قرار داده ... چقدر از هواهای نفسانی مون پیروی کردیم ؟!

این ها سوالاتی است که انسان میتونه در لحظه تولد شب تولد ازخودش سوال کنه که یک سال به عمر اضافه شد

پس جای مهدی فاطمه(عج) کجاست ؟

انگار ما بدون حضور شما راحتیم

وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد

اللهم اعرفنی حجتک و عجل فی فرجه اللهم الرقنا توفیق طاعه

اللهم الرزقنی شهادتک فی سبیلک بحق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله

تشکر از تبریکات شما و از اینکه حوصله به خرج دادین و این پست را خواندین :)

انشاء الله خدا به شما عمر با برکت بدهد و شاد و سرحال و موفق باشید ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ممنون

1391/2/26

یونس صالحی

یا علی مدد

التماس دعا  

 * از دوستی که بنر فوق رو طراحی کرد تشکر میکنم.

** برگزاری این تولد دلیل داره نه اینکه خودم برای خودم بگیرم متن  رو کامل بخونید .

*** تولد استراتژیک جدید ره پوی وصال شد .


  تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 


+ نوشته شده در سه شنبه 1391/02/26 | ساعت13:2 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا

سلام عرض ادب و احترام

امام مهدی (عج) اختراعات و تمدن حیله گر غرب

http://www.pic.iran-forum.ir/images/9ey5yvcrv9ocuyvtg6v.jpg

ازسلسله مباحث فلسفی و جهان بینی ره پوی وصال 

یک مخترع انرژی را کشف می کند ولی راهی برای مصرف کردن آن ارائه نمی دهد . مثلا اتم و انرژی شیمیایی را کشف می کند ولی نمی تواند انرژی این را به طور مناسب مصرف کند ، در حالیکه پیامبران و ائمه ، نیرو و قوت را از راه وجدان هدایت می کنند .

شاید بگویید : هدایت این نیرو به قانونی نیاز دارد تا برای خرابی و دگرگونی مصرف نشود و در عوض برای ساختن و آبادانی بکار رود . این گفته درست است ولی قانون به کار برده نمی شود .

مثلا در جهان قوانینی وجود دارد که استخدام بمبهای اتمی و شیمیایی را منع می کند ، همچنین به کارگیری سلاحهای کشنده ضد شهرنشینان و مردم بی گناه ممنوع است . سوال این است که :

آیا این قوانین توانسته است که استخدام این سلاح های کشنده را منع کنند ؟

طبعا این قوانین نتوانسته انسان را از شر اسلحه های مدرن حمایت کند و آنچه در دنیا می گذرد دلیلی بر آن است .

مثلا پیمان نامه حقوق بشر ، زدن و اذیت کردن انسان را ممنوع کرده است ، ولی این پیمان نامه جوهری بر کاغذ است ، در حالیکه ملتها از ظلم و تهیدستی و گرسنگی می نالند .

گویی در جنگلی زندگی می کنیم که همیشه دلیل نیرومند تر مطرح است ، پس تمدن کجاست ؟

و فریادزنان به آن کجایند ؟ حقوق انسان کجاست ؟ و خواهان آن کجا هستند ؟

براستیکه تمدن غرب فریبنده است .

خدایا قلب حضرت مهدی (عج) ارواحنا فداه را از ما راضی و خشنود بگردان ...

خدایا بینایی و آگاهی و توفیق معرفت  به ساحت حجت حیّ حضرت مهدی (عج) وارث ولایت امیرالمومنین یسوب الدین حضرت علی علیه السلام معیار حق و حقیقت را به جمیع مومنین و مومنات مرحمت فرما

آمین یا رب العالمین .

اللهم عجل لولیک الفرج ...

یا علی مدد

التماس دعا 


+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/13 | ساعت19:28 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض ادب و احترام

" الهی لاتکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا "http://www.jahadi.ir/images/stories/titr-1/en-ta/019_moharram-dar-jebheh/019_moharram-dar-jebhe_titr.jpg

این همه حزب اللهی ، این همه طلبه ، این همه دانشجو، این جبهه نیرو ندارد ؟!

به او گفته بودند این اسلحه را به آن سمت بگیر و ماشه را بچکان ، او نمی دانست اسلحه چیست و نه می دانست ماشه چکاندن موجب شلیک گلوله می شود و نه می دانست آن طرف ، صف عراقی هاست و این طرف ایرانی ها .

او اصلا نمی دانست جنگ است ، چه رسد به اینکه بداند جنگ برای چیست و حفظ انقلاب اسلامی ، امروز در گرو جنگیدن در این جبهه است .

فکر کردیم شهدا چه کار می کردند و چرا می جنگیدند . دیدیدم برای حفظ انقلاب اسلامی می جنگیدند.

پرسیدیم امروز حفظ انقلاب اسلامی چگونه ممکن است ؟

می گفتیم ای کاش ما دانشجو(طلبه) نبودیم و نمی آمدیم دانشگاه(حوزه) . چون وظایفی که آقا برای دانشجو تعیین کرده است خیلی سنگین است . بعدش گفتیم این چه فکریست ؟

مثل این است که کسی در زمان جنگ بگوید خوب شد نرفتیم جبهه ، وگرنه همه تکالیفی که امام بر دوش رزمنده ها می گذاشت برعهده ما هم بود .

چاره ای نیست باید رفت جبهه . اگر تصادفی آمده ایم جبهه ، که تقریبا همه اینگونه ایم ، باید بیدار شویم و بفهمیم صف خودی کدام است و صف دشمن کدام ؟

در جبهه علمی،فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و ...  زیاد اتفاق افتاده است که با نیت خیر آب به آسیاب دشمن ریخته ایم ، و مهمتر و مهمتر و بازهم مهمتر اینکه بدانیم کار از چه نوعی و به چه نحوی واقعا مبارزه است و به کار می آید .

همین قدر بدانیم که پیدا کردن مصداقش اصلا کار ساده ای نیست .

این همه دانشجو ، این همه طلبه ، این همه دانشگاه و مرکز علمی،فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و... ، می دانم باورکردنش سخت است .

اما این جبهه نیرو ندارد ، فعلا می توانید باور نکنید ...

اللهم اعرفنی حجتک و عجل فی فرجه و جعلنا من المستشهیدن بین یدیه الهی ارزقنی شهادتک فی سبیلک برحمتک یا ارحم الراحمین 

یا علی مدد

التماس دعا


+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/13 | ساعت19:19 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم
"الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا"
چه شبی است امشب خدایا !
این بنده تو هیچگاه اینقدر بی تاب نبوده است . این دل و دست و پا هیچ گاه اینقدر نلرزیده است .
این اشک اینقدر مدام نباریده است .
چه کند علی با اینهمه تنهایی !

یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها من لی غیرک
و ما ادراک فاطمة

*******************************************************
سلام عرض ادب و احترام 

اولین ماه از سال 1391 هم گذشت و وارد اردیبهشت شدیم .

شایسته است یک نگاهی به درس ها و عبرت ها و نکته های سال 1390 هجری شمسی کنیم 

و ببینیم که چه و چه اتفاقتی در سطح جامعه و امت و ولایت رخ داد ؟!

10 درس سال 90

1- سخت ترین امتحان یک مومن ، آزمون اطاعت از ولایت است . حتی آنها که بارها از این آزمون سربلند بیرون آمده اند و در همه شهر ، شهره اند به ولایت پذیری ، ممکن است بلغزند و خانه نشین شوند .

2- مهمترین ویژگی یک رهبر ، دیدن افق های دوری است که برای خواص و عوام قابل درک نیست . حالا این دور اندیشی می تواند قاطعیت در ابقای یک وزیر باشد یا شجاعت در پیش بینی سیلی سخت تر مردم به چهره استکبار.

3- دیروز جبهه ها ، دانشگاه شهادت بودند ، امروز دانشگاه ها ، جبهه شهادتند. راستی آخرین باری که موساد یک بازیگر، کارگردان ، نویسنده یا استاد فلسفه ایرانی را ترور کرده کی بوده است ؟!

4-"عدو شود سبب خیر " انگار ترجمه ادبی تحریم غربی ها علیه ایران است . بعضی ها خیال می کردند "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند " فقط یک شعار است !!!

5- لجاجت صفت تعدادی از سیاستمداران یا مردم این مرز و بوم شده است ؛

لجاجت در ماندن در توهم بازدن حرف های دو پهلو هنگام رای دادن ، لجاجت در حمایت از یک فرد خاص ، لجاجت در سوال پرسیدن بی فایده ، لجاجت در دادن جواب های ظاهرا آمیخته با شوخی ، لجاجت در بخشش و عفو یکدیگر، لجاجت در پذیرش حق و حقیقت ، لجاجت در دوستی ها و محبت ورزیدن به یکدیگر و ... 

6-سالی که گذشت بیشتر از همه این درس مهم را داشت که با وجود اختلاس 3 میلیادری ، با وجود سیاستمداران لجوج، با وجود قیمت ارز و سکه ، با وجود گرانی و مشکلات ، این ملت همچنان انقلابی است و هرجا لازم باشد این موضوع را ثابت می کند ؛ حالا میخواهد 22 بهمن باشد یا 12 اسفند ...

7- سال ها "ولی امر مسلمین " می گفتیم اما معنایش را خوب درک نمی کردیم. در این امواج بیداری اسلامی که نفوذ کلام حضرت ماه را در جان جوانان مسلمان جهان دیدیم تازه فهمیدیم ولی امر مسلمین و نایب امام زمان بودن یعنی چه !

8-معنویت ، عقلانیت حول محور ولایت گرچه شعار جبهه پایداری است اما یک عمر با آن خون و دل خوردیم تا حفظ شود از مجلس عزاداری گرفته تا پاسخگویی به شبهات و پذیرفتن سخن ولایت این حرکت مال امروز و فردا نیست و شعار یک جریان خاص نبوده

بلکه اعتقاد قلبی و باور ماست و برچسب جبهه پایداری خوردن نباید سبب بشه از محبت به خدای متعال و آقا امام زمان "عج" غافل و تحقیق درباره شبهات و پاسخ منطقی همراه با استدلال تلاش نکنیم و امرولی را فراموش کنیم .

9-شاید این حرفا حرف دل خیلی ها باشه اما باید حواسمان باشد کاروان دیگر با شتران حرکت نمی کند بلکه کاروان این زمان برقطار سریع السیری است که اگر یک لحظه از آن جاماندیم همواره پشیمان خواهیم شد .

10-شهدا شمع محفل عشقند می آیند تا یاری کنند مظلومان را انشاء الله
...
......
.............
******************************************************
یا علی مدد
التماس دعای فرج


+ نوشته شده در دوشنبه 1391/02/04 | ساعت19:20 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

از همه ی دوستان واقعی میخوام این پست رو تا آخر بخونن ...
شهید عزیز حاج ابراهیم همت فرمودند :
فقط یک دسته !
فقط یک دسته نیروی تازه نفس به من بدهید تا جزایر را حفظ کنم !
باور کن که حاج همت هنوز منتظر آن یک دسته است .
فقط یک دسته نیروی تازه نفس !

http://www.joecrazy.com/wp-content/uploads/2011/08/Vietnam-War-casualties-image.jpg

یاد و خاطر شهدای جبهه علمی که اجر لبیک هل من ناصر جز شهادت نیست !!! گرامی باد
جنگ امروز کجاست ؟( قابل توجه حمل کنندگان تانکر تانکر برگ زیتون )
 

وقتی وارد دانشگاه یا حوزه میشی ، همان مشکلاتی را که اکثر دانشجویان دارند ، ممکنه داشته باشی وعلاوه بر آن مشکلاتی دیگه .


آتشی درونم را می سوزاند که هنوز هم آرام نمی گذارد .


مهمترین مشکلی که تو را هم درگیر کرده است و یا به زودی در گیرت می کند ، مرا هم مبتلا کرده بود .
نمی توانم بگویم چه مساله ای ، اما اگر مبتلا شده باشی می دانی چه می گویم .
فکر می کردم که چه کنم ؟ چقدر سخت و خوب بود ! نمی دانستم اینجا کجاست و این بچه ها کی اند ؟
و هر چیزی به سرگردانی من دامن می زد ؛
این لطف رو خدا به من کرده بود که وقتی فشارها اذیتم می کرد نزد خدا می رفتم ، از رنج ها به راه خدا و یاد خدا و دعا پناه می بردم . دردها بی ربط یا با ربط مرا به این نتیجه می رساند که جدی تر به سمت خدا بروم .

سفر به مناطق جنگی آتش درونم را شعله ور ترمی کرد ، برگشتیم خانه ، خب حالا باید صبح ها بیدار می شدیم . می رفتیم سر کارها و پیگیری علم و ... ، مسجد ، نهار بعد بعضی اتاق ، بعضی ها کار دیگر ، بعضی ها چایی ، بعضی گعده ، بعضی مطالعه ... .


اگر کسی با این جور زندگی کردن مشکلی ندارد . وقت خودش را تلف نکند و بقیه مطلب را نخواند ، نماز شب هم بخواند ؛ تعقیبات نمازش را هم مفصل بخواند ؛ با امام زمان نجوا کند و گریه و زاری برای امام حسین علیه السلام هم عزاداری کند ایام فاطمیه هم عزادار باشه و ... ما رو هم دعا کند ...


اگر کسی سر صندلی راحت نشسته و این معجزه را دارد که می تواند این مطالب را همین طور برای خدا گوش کند، وقت خود را صرف خواندن پریشان گویی این نوشته نکند ...
من که آتشی آرامم نمی گذاشت با خودم می گفتم این زندگی چه ربطی به بزرگترین خواسته من دارد ؟
من نمی توانستم فوق برنامه مسلمان باشم ، نمی توانستم اول درس بخوانم و بعد برای خدا درس بخوانم .

نمی توانستم دانشجو(دانش آموز، طلبه و ... ) باشم و در دانشجو (دانش آموز، طلبه و ... ) بودنم جوری باشم که خدا هم راضی باشد . اگر کسی بتواند خوب است .


شهدا در جنوب هر چه به ما گفته بودند خوب است . مطمئنا این یکی را نگفته بودند که کارتان را بکنید و جوری عمل کنید که خدا هم راضی باشند .
شهدا که می گویم ؛ یعنی آن آتشی که خودشان در جنوب در دل ما شعله ور کردند .
من از جنوب این را فهمیده بودم که کارتان را برای خدا نکنید ؛

برای خدا کار کنید .


یا بهتر بگو کار خدا را بکنید ...
اگر قرار بود شهدا کارشان را برای خدا بکنند ، هیچ کدام جبهه نمی رفتند و شهید نمی شدند .
هر کسی همان کاری را که در شهر داشت ، بهتر و دقیق تر و با اخلاص انجام می داد .

شهید زین الدین با اخلاص کامل می رفت دانشگاه و با اخلاص کامل درس می خواند و با اخلاص کامل به جامعه خدمت می کرد .


شهید همت هم با اخلاص کامل به معلمی خود ادامه می داد و برای خدا صدها دانش آموز را تربیت می کرد و به راه خدا می آورد .
اصلا چرا شهید چمران آمریکا را رها می کند .
زن و بچه و اعتبار و رفاه را رها می کند و می رود جنوب لبنان بدبختی بکشد ؟
چه کسی گفته است که نمی شود در آمریکا در کنار زن و بچه و در موقعیت بالای اجتماعی و رفاهی ، آدم کارش را برای خدا انجام بدهد  ؟

درست فهمیدید؛ می شود .


شهید چمران این هنری را که ما حزب اللهی ها بعد از جنگ داریم ، بلد نبود .
اگر کسی می تواند در هر شرایطی کارش را برای خدا انجام دهد ، خوش به حالش .
تفاوت اینکه کسی کارش را برای خدا بکند با اینکه کسی برای خدا کار کند زیاد نیست ، فقط همین قدر است که ممکن است امام حسین علیه السلام در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا .
اگر امروز خواص پایشان در مقابل دنیا بلغزد ، حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت .
آنکه آمده است دانشگاه ، حوزه علمیه ، اینترنت و ... و جوری درس می خواند که خدا راضی باشد .

با این صبح کردن و شب کردن ها هم مشکلی ندارد ، خوش به حالش .


اما آنکه می خواهد آنجایی بایستد که پاسخ هل من ناصر امامش را داده باشد ، باید به این سوال پاسخ بگوید که چرا از بین این همه کار و راه ، دانشگاه ، حوزه علمیه ، اینترت ، مسجد ، پایگاه بسیج ، کانون فرهنگی و ... را انتخاب کرده است ؟
اگر می توانید از کنار این سوال راحت رد شوید و خود را به درد سر نیندازید و می دانم که می توانید ،
پس رد شوید و دگیر نخوانید که چرا نمی رویم لبنان بجنگیم ؟
چرا نمی رویم به مردم محرومی که فقط برای آب خوردن ، هر روز پنج ساعت در همین ایران خودمان معطل می ایستند کاری بکنیم  ؟
چرا کار اقتصادی نمی کنیم و به همین بچه های محرومی که جلوی دانشگاه ، حوزه علمیه و ... گدایی می کننند ، کمک نمی کنیم ؟ چرا باید یک دختر عملیات استشهادی انجام بدهد و ما اینجا ... ؟
چرا  می رویم عراق کمک بچه هایی که روزگار سیاهشان را هر روز می بینیم ؟
آیا درست آمده ایم ؟ آیا جبهه همین جاست ؟
اگر حاج همت زنده بود ، که هست کجا می رفت ؟
اگر شهید علم الهدی زنده بود که هست چه می کرد ؟
ادامه دارد


+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/01/24 | ساعت11:52 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیده یا بنت النبی یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

وقتی میگم یا فاطمه مرغ دلم پر میگیره
 
هر جا میره جار میزنه دوست دارم یا فاطمه

تو روضه هات بزرگ شدم تو یاور و یار منی
 
بی بی به جون زینبت فقط تو دلبر منی
 


فاطمیه آمد ...


+ نوشته شده در یکشنبه 1391/01/20 | ساعت23:13 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم 

دلم گرفته بازم چشام بارونیه وای وای وای

خبر آوردن بازم تو شهر مهمونیه وای وای وای

شهید گمنام سلام ...

خوش اومدی

مسافر من خسته نباشی پهلوون ...

شهید گمنام سلام ...

پرستوی مهاجر من صفا دادی به شهرمون ...

صفا دادی به شهرمون ...

وقتی رسیدی همه جا بوی خوش خدا پیچید

تو مگه کجا بودی ...

وقتی رسیدی کوچه ها نسیم کربلا رسید

مگه با آقا بودی ...

مگه با آقا بودی ...

( تصاویر زیر شهیدان گمنامی هستن که در یکی دو ماهه اخیر تفحص شدند )

عزیزان می توانند تا تاریخ 15 اسفند ماه به معراج الشهداء

پادگان شهید محمودوند واقع دراستان خوزستان اهواز سه راهی خرمشهر

ستاد مرکزی راهیان نور مراجعه کنند .

بهشت است ،

بهشت است !

هیئتی که در آن حرف عشق است ...


http://mandie.persiangig.com/1.jpg


http://mandie.persiangig.com/2.jpg



( این تصاویر بدون شرح است و این طور بهتره )

مهدی فاطمه این شهداء گمنام را می بینی !

و اما حرف دل من
بسم الرب مهدی ... 

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)

دلم تنگ است ... 

آسمان ابری است ... ابرها هوای گریه دارند دوباره شهر طوفانی است ...

منزلگه ام با هر وزش باد ویران می شود و با خود گویم دوباره خواهم ساخت ... 

اما غافل از اینکه تند باد های دوران منزلگه را فناء کرد و عشق و امید را از من گرفت ...
دلم تنگ است ... باز غروبی دیگر در راه است ...

سالها انتظار منجی را در دل پرورانده ام
سالها هر شب جمعه از انتظار فرج هیاهویی در دلم موج می زند 

اما این انتظار زمانی تاسف بار است که فقط و فقط در یک برهه زمانی بوجود آمده ...
یا صاحب الزمان  ، نمی دانم گناه من چیست ؟ که اینگونه مستحق هجرانم !

از تو می پرسم ای صاحب خوبیها ...

در روز الست چه عهد شکنی ای کردم که باعث شده جزء معصیت در برابر دیدگان نورانی شما تحفه ای نداشته باشم ...

مهدی جان
ای ولی نعمت ما ای صاحب امر و احیاء کننده سنت های نابود شده  خدای عزوجل
گرچه درهای رحمت را یکی پس از دیگری پشت سر خود بسته ام ... 

اما این را می دانم و باور دارم که تنها به تو دل بسته ام و در هر زمان و هر مکان ذکر تو ورد زبانم و یاد تو آرامش دهنده فکر و قلبم بوده است ...

ای پسر زهرا (س)

ای مظهر رزق و روزی خداوند متعال و رحمان و رحیم 

رزق و روزی من در دست شماست مرا از جرگه عاشقان خود دور مکن ...

آمین یا رب العالمین
یا مهدی ادرکنی
التماس دعا


+ نوشته شده در سه شنبه 1390/12/09 | ساعت3:0 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ؟!!!

قسمت اول :

چرا سلام بر حسین ؟!

زیرا در واپسین لحظات که از دنیا و هرچه در آن است بی زار می شوی و دل تنگ میشی !

و شرایط زندگیت به گونه ای می شود که دوام و بقاء و زنده ماندن در آن سخت می شود ...

یک نفر هست که همراهت باشه و در شرایطی که ذهن و حس به اجماع می رسند ،

 هیچ کس بهت کمک نمیکنه ...

حضرت عشق ابی عبدالله الحسین با نوای ملکوتیش آدم میخرد و

 آدم می کند و مرده را زنده می کند  ...

به راستی مظهر یا غیاث المستغیثین در این دنیا کیست ؟!

سفینه النجاه و مصباح الهدی کیست و چیست ؟!

این قسمت گفته ام پایان یافت منتهی باز هم نشد حرف دل را بزنم ! ...

قسمت دوم :

چکیده ای از قسمت اول و بیان یک نکته قابل تامل و اندیشیدن :

شاید این مطلب به ذهن شما بیاید که این سلام به این خاطر بود

که بعد از بیماری یه تشکر از ابی عبدالله کنم !

نه به این خاطر نیست ! حضرت ابی عبدالله نسب به بندگان خدا نا محدود است و محدود نمی تواند بر نامحدود منطبق باشد و احاطه داشته باشد ...

این سلام به خاطر .... به نظر شما به خاطر چیه ؟!!!

----------------------------------------------

قسمت دوم :

حدود ۱ ماه بیمار بودم و توان حرکت نداشتم ، اوضاع خانواده ام به کل بهم ریخت ...

دوستانم باورشون نمیشد که اتفاقی افتاده باشد .

اما به هر حال قسمت نشد این روح بزرگوار به طور کامل از بدن خارج شود و از دنیای مادی و عالم ماده خارج شوم و بعد از یک هفته بیهوشی دوباره به زندگی بازگشتم و حال می بینید که می نویسم و می خوانم و اگر خدا بخواهد خواهم نوشت و خواهم خواند و فکر خواهم کرد ... !!!

از همه ی دوستانی که در سایت های مختلف از خواهران محترمه و برادران عزیز که دعا گوی بودن و هستن تشکر می کنم و امیدوارم روزی بشود از تک تک آنان تشکر کنم و محبتشان را جبران کنم .

و این را بدانند دعای من همراه آنان خواهد بود .

قسمت سوم : چکیده ای از قسمت دوم و بیان یک نکته قابل تامل و اندیشیدن :

هیچ وقت مرگ را از یاد نبرید ؟

مرگ به معنای نابودی و نیستی نیست و انتقال یک بعد انسان و متصل شدن به بعد دیگر در عالم دیگر است و لذا اگر مرگ را فراموش کنی ممکن است به معنای واقعی مرگ به سراغت آید اگر مرگ فراموش شود واقعا خواهی مرد !

-----------------------------------------------

همی گویم و گفته ام بارها

بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی است در کیش مهر

برون اند زیر جرگه هشیارها

شعر از حضرت استاد علامه طباطبایی (ره)

حاشیه نوشت :

بعضی از دوستان شنیده اند از من که قصد خداحافظی از نت را دارم و طبیعتا دوستان نت اینگونه فراموش خواهند شد !

تا زمانی که ره پوی وصال است نت را نمی شود فراموش کرد و همینطور همراهان این ره پوی وصال را !

اول اینکه یک گله کوچک کنم .

لطفا عزیزان و بزرگواران درک کنید حقیر را ، این بیماری اوضاع و احوال مرا به کل بر هم ریخت و بعضی ها به جای اینکه واقعا یار و همراه و دوست و برادر و خواهر و فامیل و ... باشند

واقعا ... ( ببخشید اصلا قصد ندارم گله کنم ببخشید اما نوشته را نمی تونم حذف کنم )

و اما

قسمت سوم

سلام من به تو ای معنی سلام

السلام علیک یا بقیه الله اعظم یا صاحب الزمان (عج)

از من مپرس که عمری چه کار می کردم ...

گنه به محضر پروردگار میکردم

بیا و حال و روزم را ببین

به دوستی شما افتخار می کردم ...

هی ...

فقط همین یه جمله

ترسم ... ترسم ... ترسم که تو بیایی و من آن روز نباشم ...

و آخرین حرف

دوستااااااااااان سلام

بروز شد ره پوی وصال

یا مهدی ادرکنی

التماس دعای فرج


+ نوشته شده در دوشنبه 1390/12/01 | ساعت22:36 | توسط يونس صالحي |







در سوگ زین العابدین علیه السلام زهرا (سلام الله علیها) نشسته،

تیر غم از داغش بر این دلها نشسته


امام سجاد علیه السلام


خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی را دارم

عاشوراى حسینى، کتاب سرخى بود که «تفسیرناب» آن از زبان امام سجاد تراوید.



امام سجّاد علیه السلام، پاسدار «وحى نبوى» و «خط علوى» و «شورحسینى» بود.

در برابر خدا، «سجّاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سرِ تسلیم فرود نیاورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود.

کبوتر مجروح و پر وبال شکسته عدالت با پماد عرفان زین العابدین علیه السلام در شفا خانه دعاهایش التیام یافت



امام سجاد علیه السلام
تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم ‏‏(یعنی قناعت داشتن ).‏

امام سجاد علیه السلام
کسی که بینش و عقلش کاملترین چیزش نباشد هلاکتش آسانترین چیزش است.
تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند
تو سجادى تو سجاده نشینى
تو در زهد و ورع تنهاترینى
- ای سرور عابدان عالم، امشب که شب رحلت توست، به درگاهت می آیم تا بر جوانی ام دعا کنی، تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانیت تو شناور شوم و ذوب شوم در زلال نگاهت.

- ای امام سجده کننده بر تربت کربلا، عروجت بر جاده های گل آذین بسته آسمان و رها شدنت از بی مهری های اهل زمین بر قلب های ما تسلیت باد.

- امروز روز پر کشیدنِ مردی است که در سالیان دراز، غم عظیم عاشورا را لابه لای بغض های مناجات، به آسمان هدیه کرده است .

- صحیفه سبز تو، نجوای انوار تابناکی است که تا بی نهایت، شربت آرام بخش روح عطشناک آدمی است . دعاهایت را در این فصل سرد، بدرقه جوانی ام کن.

- امشب اشک های داغ ِ روی گونه هایم، در کنار تپش های ملتهب قلبم، نظاره گر پر کشیدن سجده دارترین عنصر هستی است . ای امام زمزمه های عاشقانه شب، سفرت پرباران!

- ای امام عابدان شب زنده دار، غم فراق علقمه و عاشورا، چگونه بر پیکر تب دارت نهیب می زد، آن زمان که در ابتدای اسارتت، زخم های گلگون قدم هایت را به شمارش نشستی؟

- در کوچه پس کوچه های جوانی ام، نجوای دعای توست که می جوشد و میل رویش را در تمام وجودم ایجاد می کند. برای سبز شدن و جوانه زدن، لابه لای صحیفه ات آشیانه می کنم.


امام صادق علیه‏السلام : «امام سجاد علیه‏السلام هرگاه به نماز می‏ایستاد، چونان تنه درختی بود که چیزی از آن نمی‏جنبید، مگر آنچه را که باد می‏جنباند».

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی را دارم ولی چون خودی را نداری.امام سجاد(ع)

امام سجاد علیه السلام فرمودند: بهترین گشایندۀ کارها ، راستی و بهترین پایان برندۀ آن ، وفاداری است



امام سجاد علیه السلام فرمودند: هیچ قطره ای نزد خداوند محبوبتر از دو قطره نیست: قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکی که در سیاهی شب جاری گردد.

امام سجاد علیه السلام فرمودند: حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احتـــرام کنی و او را به خاطر اینکه بر تو در مسلمانی پیشی داشته است،بزرگ شماری



امام سجاد علیه السلام فرمودند:

هر کس به قسمتى که خدایش داده قانع باشد ، همو ، بى ‏نیازترینِ مردم ‏است


+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/01 | ساعت8:33 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین(ع)
السلام علیك یا صاحب الزمان(عج)


سلام

مژده حسینى

سلام بر آل یاسین، سلام بر مهدى امتها و جامع تمام كلمات وحى الهى.

سلام بر آنكه شمشیر بركشیده و ماه تابان و نور درخشان است.

سلام بر آفتاب شب ظلمانى جهان و قرص ماه ایمان.

سلام بر بهار مردمان و نشاط آفرین روزگار.

«شب هجرانت اى دلبر، شب یلداست پندارى رخت نوروز و دیدار تو، عید ماست پندارى »

اى بهار دلها و امیدبخش انسانها و سرور و شادى روزها، اى خورشید ظلمتها و ماه تمام نماى جمال خدا.

اى حقیقت عشق و مظهر پرستش، اى شكوفه طه و غنچه شكفته زهرا، علیهاالسلام.

اى سرو خوش قد و رعنا، اى چهره ات چون آفتاب، روشن و دلربا، اى در رهت، جانها فدا و نشان غمت، اشكها. اى عصاره زمان و زیباییها، اى هماره با ما و ناپیدا،

اى سوخته در فراغت عاشق و شیدا،

اى مونس و همدم اولیا، اى خمار نگاهت راز هستى ها، اى طاووس خوش خرام بهشت اعلى، اى شراب عشقت، نوش جانها، اى خزینه علم و نهایت حلم، اى مسكن بركت و معدن حكمت، اى تمام محبت،

اى گرد و غبار مقدمت توتیاى چشم ما، اى شمع جهان افروز،

بیا! اى شاهد عالم سوز بیا! اى كعبه امید عیان شو. اى درخشش هستى بتاب!

اى خورشید جان و جهان جلوه گر شو !، اى فروغ فضلیت بتاب! اى راز عظیم تجلى چهره بنماى، اى پاكترین خونها نثار عشقت، به پا خیز! اى دشت و دمن در انتظارت با دم عیسایى ات، زنده گردان!

اى كشتى نجات، رهایى بخش و اى مرهم سینه ها درمان كن.


اى عصمت بى كران فریاد كن! اى فریادرس بیدار كن! اى صاحب شمشیر بران آغاز كن!

اى ساحل پیروزى ظاهر شو! اى مشعل علم و عقل نور باران كن!

اى قبله عشق آشكار شو! اى یوسف جمال، رخ از مشتاقان دریغ مدار!

اى حامى قرآن و نداى عترت، بیا!

اى رهبر و دلبر و دلبند، مهدى بیا! بیا و منتظران تشنه را دریاب و عاشقان بى قرارت را آرامش جان باش.


مهدیا! مى خواهیم به قله كوه انسانیت برسیم، دستمان را بگیر، مگر نه اینكه تو باقى مانده جود خدا و از تبار حسین و دودمان كریمانى و احسان و دستگیرى توست.

ما به افق تابناك فروغ ازلى خیره مى شویم و به امید آمدن روزهاى شادى و لحظه هاى نورانى،

خود را از مهر تو سرمست مى سازیم و دست طلب و ادب به دامان تو در مى آویزیم

و به تولاى تو چنگ مى زنیم.

ما همچو گدایان سر راهت مى نشینیم تا با طلعت رشیده خویش، بر زمین و زمان عطر ولایت بپاشى و ما در فضاى عطرآگین كرامت تو، جان تازه بگیریم و نماز شكر را به امامت تو برپا كنیم و در برابر رب كعبه خاضع شویم و ویرانى ظلم و آزادى انسان را جشن بگیریم

و سرود حمد را با آهنگ عشق دمساز كنیم و بدین گونه نشان خواهیم داد كه پیرو خط سرخ شهادتیم و تو مظهر قهاریت و جباریت خدایى و انتقامخواه خون حسین و رهروان عاشورایى.

پس بر كافران بتاز و با آنان بستیز و اركان ستم را ویران ساز و

وعده الهى را تحقق بخش كه فرمود:


و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین.

اراده كردیم بر آنان كه در روى زمین ضعیف شمرده شدند،

منت گذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.



اللهم عجل لولیك الفرج
التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/09/29 | ساعت2:5 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

الان كه قالب و نواي وبلاگ رو عوض كردم ، دارم فكر مي كنم واقعا ، حقيقتا چقدر من شرمنده امام زمانم ؟!

تا به حال چيزي به اسم مساوات را شنيده ايد ؟


ساده بگم يعني اينكه مساوي بودن ؛

امروز فكر مي كردم كه چرا من توي بعضي مسائل مساوات با آقا نيستم .

اما چه مسائلي ؟

نه نميخوام بگم اونقدر خوب باش كه شب خواب امام زمان رو ببيني و يا اينكه اونقدر با خودت تمرين كن كه آقا را ببيني . من كوچيكتر از اوني هستم بخوام توصيه كنم . اما ميخوام يه چيزي رو با هم بسنجيم !

آقا امام زمان عج در حق مردم و شيعيان و جهان خيلي لطف داره

در حق پدر و مادر و خانواده اش لطف بيكران داره !!

به طوري كه اگر اين لطف و مرحمت تكويني آقا نبود و دعاها و گريه هاي ايشون براي ما نبود

عذاب الهي كه خودمون درستش كرديم برما نازل ميشد .

خب همين كه هيچ كاري براي ايشون انجام نداديم و ايشون دارند لطف مي كنند .

نشون ميده مساوات رو رعايت نميشه !

شما وقتي يك نفر ازتون تشكر كنه ازشون تشكر ميكنيد اين ميشه معناي مساوات .

خب بيايين فكر كنيم وقتي آقا اينقدر به آدم ها لطف و كرم داره ؟!

ما ها چرا بين خودمون لطف نداريم ، محبتي كه شيعيان بايد با هم داشته باشند رو چرا نداريم !

بالاتر از اون چرا به پدر و مادر و خانواده هامون لطف نداريم ؟!!!

اين مساوات نيست هاااا ، اينا رو مثال زدم چون باعث ميشه مقدمه اي بشه براي عشق ورزيدن به امام زمان عج عشق ورزيدن به امام زمان تازه ميشه مساوات !!!

اين پست هم تمام شد صحبتم رو همينجا ختم مي كنم .

پ.ن1: لطف آقا امام زمان شامل كل موجودات عالم ميشه .

پ.ن2: اين لطف صرفا مختص به شيعيان نيست به كل انسان ها افاضه ميشه.

پ.ن3: آقا شب و روز براي ما دعا ميكنه تا آمرزيده بشيم .

پ.ن4: چرا رحماء‌بينهمي كه قرآن گفته رو اجرا نمي كنيم ؟!!

پ.ن5: اين حداقلترين كاري بود كه مي تونيم انجام بديم اما مي بينيم براي خشنودي آقا حداقل ترين

كار رو هم صرف نظر مي كنيم . 


ابا صالح التماس دعا هر كجا رفتي ياد ما هم باش


نجف رفتي كربلا رفتي كاظمين رفتي ياد ما هم باش


عزيز علي ان اري الخلق و لا ترفي ؟!

التماس دعا



+ نوشته شده در دوشنبه 1390/09/28 | ساعت4:53 | توسط يونس صالحي |





بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

نمي دانم از كجا شروع كنم و حتي نمي دانم پايان اين نوشتار چيست و چه هدفي دارد ؟!

اما تنها چيزي كه مي دانم اين است بنويسم و نوشته هاي خود را ،تراوشات ذهني و حسي خود را در ثانيه هاي بعد ، دقايق بعد و ساعتي ديگر مشاهده كنم و ببينم چه چيزي را ثبت كرده ام ؟!

آيا استحقاق نوشتن اين نوشتار را داشته ام آيا مي توان به آن نوشته يقين داشت و به مرحله عمل رساند و مصداق عيني آن شد ؟!

تصميم گرفتم ديگر در ره پوي وصال چيزي ننويسم حرفي نزنم و صدايي ناهنجار از اين تربيون خارج نشود .

اما ... اما ...

اما اين تصميم آغازي بود تا به سمت و سوي گيتي هاي ديگر رو آورم تا شايد نوشتن در آنجا مرهمي باشد بر زخم هاي دلم !

اما نشد ، گويا محفل ره پوي وصال خانه مادري من شده و اگر جايي غير از آن باشم نمازم كامل نيست

و شايد باطل باشد !

و اين دلتنگي دوباره با كمك دوست عزيز ،حقير را بر آن داشت تا دوباره دستي به قلم بكشم ... 

و مرهم زخم هاي دل را در آن جستجو كنم تا شايد روزي خونواره دل آرام گيرد ...

آري مي نويسم با دلي خون ...

پ.ن 1 : خدمت همه ي همراهان و دوستان معزز و معظم سلام ويژه عرض مي كنم و اميدوارم حقير را به بزرگواري و متانت خود ببخشند به خاطر اينكه نتوانستم آنچنان كه شايسته باشد خدمتشان برسم و عرض ادبي كرده باشم .

پ.ن 2 : وقتي شخصي از يك جهان مثلا از اين دنيا به دنياي برزخ مي رود همه ي داراييش يك كفن مي باشد، و لذا وقتي بيت الاحزان يا حالا بيت السرور يا اينكه محفل رهپوي وصال خود را حذف كردم ... به تبع وبلاگ دوستان از همراهي حقير حذف شد لذا تمنا دارم و خواهش مي كنم دوباره لينك وبلاگ خود را قرار دهيد تا در ليست همراهان قرار دهم . :(

پ.ن 3 : الان حيران و سرگردانم نمي دانم آخر و عاقبت اين نوشتار ها چه مي شود و به كجا خواهد رفت ؟

پ.ن 4‌ : اين ايام ، ايام سوگواري آقا اباعبدالله الحسين عليه السلام مي باشد توي اين شب ها حقير را از دعاي خيرتان بي بهره نگذاريد .

پ. ن 5 : امروز جمعه است ... تصميمي كه گرفتم در اين روز بود ... نمي دانم قبلنا اون اوايل كه ره پوي وصال از لحاظ مطلب پر بار بود ... روزهاي جمعه براي من يه حس و حال ديگه داشت ...


يك عمر با نام شما با آبرويم


گر نيست اخلاصي مرا از من به در كن


ابري پر از باران به چشم ما عطا كن


با چشم خود چشمان ما را همسفر كن


اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر .

عزيز علي ان تحيط بك دوني البلوي ...

التماس دعا


+ نوشته شده در یکشنبه 1390/08/01 | ساعت4:36 | توسط يونس صالحي |





اعوذ بالله من نفسی

یک روز اینجا پر بود از سخن و درد و دل ها و حرف ها... ولی حالا پر از خالیست.

وقتی بر روی ره پوی وصال کلیک کردم و با صفحه وبلاگی با این آدرس پیدا نشد مواجه شدم فکر کردم که شاید اشتباهی رخ داده ولی بعد از جستجوی دوباره متوجه شدم وبلاگ حذف شده است.و برای اینکه این وبلاگ توسط شخص دیگری ثبت نشود، دوباره ثبت کردم. حال از دوست عزیز نمی خواهم دوباره اینجا را زنده بکند.حتما دلیلی برای خود داشته است.

و من الله توفیق

در پناه حق


+ نوشته شده در جمعه 1390/07/01 | ساعت4:34 | توسط يونس صالحي |