ره پوی وصال

انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ...


در هوای تو از پا فتاده ام ...

 
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام

خارم ولی به سایه گل آرمیده ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق

همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام!

چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

از جام عافیت می نابی نخورده ام

وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام

موی سپید را فلکم رایگان نداد!

این رشته را به نقد جوانی خریده ام

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده من که از همه عالم بریده ام !

گر می گریزم از نظر مردمان « رهی »

عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام!

 رهی معیری
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

http://nargil.ir/plant/images/postimages/77EA0AC298CD1AF7106C36C65E561D85/image-B269_5038544671.jpg



شنبه 1393/07/05 توسط يونس صالحي |

طبقه بندی: شخصي 

ای عهد شکن ...

http://media.jamnews.ir/Original/1391/12/11/IMG22184735.jpg

صــــــــــــــــــــد شکــــــــــــر که شیعهــــ سر در خطــــــــــــ ولیـــــــــــــ دارد

ایـــــــــــــ عهد شکــــــــــــنـــــــــــــ کوفهـــــ اینــــــــــ خطهــــــــ علیـــــــ دارد



جمعه 1393/05/10 توسط يونس صالحي |

هیهات من الذله ...

http://realterrorist.info/wp-content/uploads/2014/07/u22rl.jpg

مقاومت این درس را به رهبران سیاسی فلسطین داد که به دشمن شکست خورده در صحنه نبرد میدانی، هرگز پای میز مذاکرات امتیازی ندهد که بخواهد شکست خود را جبران کند و اینکه رویارویی سیاسی به‌تنهایی برای بازپس گرفتن حقوق غصب‌شده ملت فلسطین کافی نیست و بدون مقاومت مسلحانه نمی‌توان به این هدف مهم دست یافت.



سه شنبه 1393/04/10 توسط يونس صالحي |

راز و نیاز با خدا

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سرِ سنگینم را که پر از دغدغه های دیروز بود و ھراس فردا ، بر شانه ھای صبورت بگذارم و آرام برایت بگویم و بگریم ... در آن لحظات شانه ھای تو کجا بود ؟
گفت: ای عزیزتر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی ، بلکه در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی. من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .
من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : ای عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکھایت به من رسید
و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ریختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان... چرا که تنھا اینگونه میـشود تا ھمیشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگِ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟
گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی. تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود... که عزیزتر از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید!

گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزی ات دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی! می خواستم برایم بگویی... آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم... تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر... من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم.

گفتم :مھربانــترینم ، دوستت دارم ...
گفت : ای عزیزتر از هرچه هست ، من هم دوستت دارم ...

راز و نیاز با خدا  - عطر خدا   www.Atrekhoda.com
منبع : عطر خدا


شنبه 1393/03/10 توسط يونس صالحي |

امسال چه کنیم ... ؟!

http://multimedia.mehrnews.com/Original/1393/01/26/IMG08123452.jpg

لطفا امسال حداقل ترین کار را انجام بدیم !!!



چهارشنبه 1393/02/10 توسط يونس صالحي |

آرزوهایمان تمام شده است ...

http://mandie.persiangig.com/image/13778837868.jpg

امام خمینی (ره) خطاب به شهید نور علی شوشتری پس از عملیات مرصاد :

در این دنیا نمی توانم کاری بکنم ،

اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعا شما را شفاعت خواهم کرد .

 

 

بخشی از صحبت هایی که قبل از شهادت بیان شد :

اگر امروز هم هر دیوانه و ابلهی دستش به این کشور دراز شود ، دستش را قطع می کنیم ؛ ما همان آدم ها هستیم و با همان انگیزه و همان اراده ؛ حالا درست است که موهایمان سپید شده است .

اما امروز برای شهید شدن بیشتر آماده هستیم ؛ چون آنروز یک آرزوهایی توی دلمان بود .

اما امروز همه آرزوهایمان تمام شده امروز برای شهادت از هر روزی آماده تر هستیم ...

 

یا علی مدد



یکشنبه 1393/01/10 توسط يونس صالحي |

عید فاطمی ...

بسم الله الرحمن الرحیم

یا زهرا (سلام الله علیها)

یه نگاه کنی تمومه...

همه غم و دردها  ...


http://www.dweb.ir/pic/Fatemeh5.jpg

من راه دلم را به غیر عشق فاطمه وا نکنم ؛

با دشمن ولایت علی رفاقت نکنم ؛

بی خیال  عید سال جدید ؛

نامردم اگر ز غمت سیه به این تن نکنم ؛

منتظر ایام فاطمیه

یا علی
التماس دعای فرج



شنبه 1392/12/03 توسط يونس صالحي |

گنجشک و آتش

گنجشک و آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و…

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم

اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!

کنایه رهپوی وصال : 

آن دری که در میان یک شهر میسوخت ...

....

یا علی

التماس دعا



دوشنبه 1392/10/23 توسط يونس صالحي |

طبقه بندی: شهادت 

اینجا هوا بهاری است ...

بسم الله الرحمن الرحیم



سلام ؛ وقتی که همه جای ایران عزیز رو  برف و باران و سرما فرا گرفته

 و از سوز این سرما کسی حال و حوصله قدم زدن در خیابان ها رو نداره ...

اینجا یعنی جنوب یعنی اهواز ... بعد از گذراندن یک تابستان داغ و دلچسب وارد یک هوای بهاری شدیم .


همیشه هوای بهار آغاز گر یک انرژی مضاعف جهت کار مضاعف بوده ...

یک انرژی مضاعف جهت حرکت جوهر عقل و اندیشه و فکر و احساس ...

اما بهار همیشه خاطرات بسیاری جالبی را برای من رقم میزند و امروز که هوا بهاری  است دوست دارم این خاطرات را برای شما همراه با تصویر به نمایش بگذارم .


http://www.askdin.com/attachments/7604d1286693783-rahbari1.jpg

یکی از بهترین خاطرات و لحظات بهاری

زمانی است که شبکه یک سیما (خاصتا شبکه یک که قدیمی ترین شبکه سیما است )

امام خامنه ای را نشان می دهد
که این دعا را میخوانند :

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الاحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال


یادش بخیر برای من خیلی شیرین و دل انگیزه در ابتدایی ترین لحظات سال جدید و فصل بهار شاهده
دعای امام زمان (عج) از زبان ولی فقیه باشیم .

به امید روزی که بهار واقعی فرا رسد ...

امروز اینجا بهاری است و در این دنیای پر از تزویر و ریا و جنگ نرم و سخت کشورهای مختلف دنیا و لشکر کشی های اعتقادی و احساسی گرگهای در لباس میش و این همه فشار اقتصادی

یک انرژی ای درونم بوجود آمده که حداقل تا 5 سال آینده این انرژی معنوی که بخاطر یاد و خاطر همین جنوب بهاری است که در آن زندگی میکنم زمینه و مقدمه ادامه راه محکم تر از دیروز و امروز برای فردا فراهم می کند.

دلم برای اینجا تنگ است ...

http://asrupload.ir/img/images2/rahiyan7-n.jpg

اروندکنار - آبادان جنوب ایران

تقریبا یک سال است که دورم از جایی که میعادگاه عاشقان است


مکانی که مرکز ثقل تفکر و اندیشه مهدویت است...

پناهگاهی است که در آن قرارگاه شکل میگیرد ...

قرارگاهی است که در آن دشمن را تا سر حد جنون پیش می برد

و آن را در بازه های زمانی از عرصه رقابت و یکه تازی خارج می کند...

آری دل بهاری ام خیلی هوای بی کران ترین جایگاه هستی کرده است...

" جمکران میعادگاه عشق "

http://www.kmt22.org/media/users/admin/image/page1/04.jpg

طبق سنت هر ساله مادر عزیزم ، در روز اربعین سفره حضرت رقیه سلام الله علیها برپاست...

- : چون مراسم مخصوص خواهران است :-

امسال اربعین به حرم علی بن مهزیار (ره) رفتم

بسیار شلوغ بود و خدا را شکر کار بازسازی حرم مطهر به خوبی پیش می رود ...

حقیقت قضیه این است که یاد شب جمعه های حرم علی بن مهزیار افتادم...

یاد دعای کمیلی که به همراه دوستان در حرم قرائت میشد ( می شود ) افتادم که بعد از دعا مسیر حرم علی بن مهزیار را تا محله و خونه پیاده بر میگشتیم ...

امسال رو با همه بدی هایی که تجربه شد بهارش رو زدم به نام حضرت زهرا(س) 

تابستان را به نام حضرت رضا (ع)

پاییز و زمستانم را به نام حضرت رقیه (س)

انشاء الله امام رضا (ع) دوباره اذن دهند تا در اوایل سال 93 دوباره با جمعی از دوستان بزیارتشان مشرف بشیم.

امسال برای اربعین آماده سفر به کربلا بودم که نشد !

اما تمام تلاشم رو می کنم به همراه بچه های شبکه الاهواز دهه اول محرم اونجا باشم ...

http://ekhrajy.parsiblog.com/Files/8b54124aa0c2990f8b6e51edbe731478.jpg

کربلا خونمه از چی دل بکنم ...

حق دارم که بگم با تو هم وطنم ...

خلاصه اینکه اینجا هوا بهاری است ...

مانند یک بهار …. مانند یک عبور….

از راه میرسی و مرا تازه میکنی.

همراه تو هزار عشق از راه میرسد

همراه تو بهار…

وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب  من … مهتاب میدمد…

وقتی تو میرسی…

ای آرزوی گم شده بغض های من…

من نیز با تو به عشق میرسم…

آری وقتی اینجا بهاری میشود احساس میکنم گوشه چشم به من داشته ای ...

اینجا هوا بهاری است ...

یا علی مدد
التماس دعا



شنبه 1392/10/07 توسط يونس صالحي |

طبقه بندی: شخصي 



بسم الله الرحمن الرحيم
*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*
برکه اي در همين نزديکي ست
با نيلوفري در آن
در انتظار ديدار ساحل
آه
چه انتظاري عبث
هرگز نشود اين ديدار
تا زماني که اشک برگهايش در برکه جاريست
نرسد به ساحل
*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*
(السلام علیک یابن طه یابن یس یا صاحب الزمان (عج)
بابی انت و امی و اهلی ونفسی یاسیدی)
---------------------------------------
لطفی که کرده ای تو به من ،مادرم نکرد
ای بهتر از پدر و مادرم ،حسین
......................................
سلام
یونس صالحی در جنوب کشور شهر اهواز
بی صبرانه مشتاق خوندن نظرات و دلنوشته های دلای عاشق شما هستم..
یا مهدی فاطمه
(قالب و نوای وبلاگ توسط دوست عزیزم که فرموده اسمی از اون نبرم به مرور زمان تغییر میکنه)
--------------------------------------
رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...

آب در حوض نبود

ماهیان می گفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست

ظهر دم کرده تابستان بود

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست

و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد

--------------------------------------

*****
گاه‌گاهی به نگاهی دل ما را دریاب..
جان به لب آمده از درد، خدا را دریاب
اگر از دولت وصل تو مرا نیست نصیب
گاه‌گاهی به نگاهی دل ما را دریاب
به امیدی به سر کوی تو روی آوردیم
شهریارا! به در خویش گدا را دریاب
دل ما را به شب هجر فروغی بفرست
شبروِ وادی اندوه و بلا را دریاب
سنگ‌ها می‌خورم از دست جنونِ دل خویش
منِ دیوانه انگشت نما را دریاب
به وفاداری تو شهره شهرم ای دوست
ز وفا معتکف کوی وفا را دریاب
سال‌ها رفت که از جام محبت مستم
منِ دُردی کشِ صهبای ولا را دریاب
کاروان رفت و من از همسفران دورم، دور
منِ از قافله شوق جدا را دریاب
راه باریک و بسی پر خطر و تاریک‌ست
سببی ساز و درین مهلکه ما را دریاب
تا دلم بار غم عشق به منزل فکند
شهسوارا! من افتاده ز پا را دریاب
دوش رؤیای لب نوش تو با من می‌گفت
کای شهید غم من، آب بقا را دریاب
سوی پروانه نظر کن که دعاگوی تو باد
گنه آلوده خود را به مدارا دریاب..
---------------------------------------
حالا که آمده ای

چرا این قطار ایستاده است؟

چرا این قطار بر نمی گردد؟

حالا که آمده ای

گریه نمی کنم

همین جا بنشین

و فقط از خدا بپرس

چقدر با هم بودن خوب است

حالا که آمده ای

هی بر نگرد و هی پشت سرت را نگاه نکن

گنجشک های آن شهر دوردست هم

برای خود فکری می کنند

حالا که آمده ای

هی دست و دلم را نلرزان و

هی دلواپسم نکن

اگر نمی مانی

بیابان های بی باران

منتظرم هستند

حالا که آمده ای

بیا برویم

یادت که هست

ما به باران قول داده ایم

که همیشه با هم بباریم

حالا که آمده ای

همین یک کلمه کافی است

آمده ای...
---------------------------------------

دلتنگیهایم را پهن کرده ام ،

گوشه ی همین حیاط

همیشه نم دارند

مثل چشمانم..


کاش تو باشی

آفتاب بشود

همه شان خشک بشوند

صدایم پلک نمیزند

نگاهم یخ ِ یخ است..

مثل روحم شاید..


تمام روحم را ، دلم را ، حیاتم را ،

تمام ِ تمــام را

نخ به نخ

مو به مو

به تو بسته بودم..

گره

گره

گره

از آن گره های محکم

گره های کور..

که هرگز باز نشود..

حالا اما !!

بوی دلتنگی نم زده ام .. همه جا احساس میشود

پخش شده است اینجا

توی این اتاق

لا به لای کتاب هایم

توی تختم

توی وجودم..

هی خودش را به رخم میکشد..

چقدر تو را کم می آورم

چقدر بوی تو را کم می آورم..

دیگر چه فرقی میکند ..

من آماده ام

من برای هر اتفاقی آماده ام....

حالا

همین بغض های پنهانیم را

در گره چفیه ام محکم میکنم

و با هر دم فرو میبرم

آنچنان زیاد است

که خفه ام میکند

اما من بــاز

گره میزنم

گره

گره

گره

هر شب گره میزنم..

و بعد

آرام

مثل اشک های کودکی.....


راستی

حالا دیگر چه فرقی میکند..
-------------------------------
خدایا!

باز دلم هوای درد و دل دارد.

در و دل با خدای خویش

درد و دل با خدای گمشده ام

خدایی که سالیان سال از او دم زده ام ، اما در نهانخانه ی قلبم جايی برای او قرار نداده ام

خدايا!

شرمنده ام از اين همه بی شرمی

شرمنده ام از این همه گستاخی

شرمنده ام از این بار سنگین گناه

گناهانی که قامتم را خم کرده

خدایا!

کسی که تو را شناخت ، رنگ و بوی دنیایی باخت

کسی که ندایت راشنید ، دل از این دنیای فانی بُرید

پس قدرتی ده تا تو را بشناسم و ندایت را بشنوم.

قدرتی ده تا به جای مرکب شیطان بودن ، راکب شیطان باشم.

خدایا!

چقدر جاهل است کسی که در حال گناه ، از خلق شرم می کند و از خالق نه!

چقدر بیچاره است کسی که نمی داند روزی در محضرت حاضر خواهد شد

و چقدر زیان کرده کسی که نمی داند عالَم محضر خداست و در محضر تو گستاخی می کند.

خدایا!

خواب غفلت وجودمان را ظلمانی کرده ، بیدارمان کن قبل از آنکه بی عار شویم

ما را بمیران قبل از آنکه بمیریم
ره پوي وصال باشيد ...

پست الکترونیک

پروفایل مدیر وبلاگ

 

درسنامه معرفت امام عصر(عج)
ولايت
شهادت
مهدويت
سياست
چند رسانه اي
اجتماعي
علمي
عمومي
شخصي

 

 

 

 

 

دانشنامه عاشورا

 

پایگاه جامع عاشورا
ابزار و قالب وبلاگ
محفل بسيجيان و رهروان شهداء
لبيك يا ابا صالح (عج)
يار
انجمن گفتگوي ديني
كانون فرهنگي قرآن
سرّ قضا
با مهدي
يك استكان چاي داغ
دلنوشته
بسیج و مهدویت ( زرند )
هفت آسمان *)
قاصدك هاي آسماني
سامانه مرکز حوزه های علمیه
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
فارس نيوز
دانشگاه شهيد چمران اهواز
دانشگاه علوم اسلامی رضوی
آسمونيا
بی بی گل
خدایا! راه را نشانم بده
جام مطهر
خم ابرو
هفت آسمان (*
انجمن ارتشی
دانشگاه امام صادق علیه السلام
هل من ناصر ینصرنی ؟
آلاچیـــــــق
راه بی بن بست
آقا جون منتظریم که بیایی ...
جوان انقلابی
چهارگوشه
قلعه ی فانتزی
شوق پرواز
دین از نگاهی دیگر
فرهنگی سیاسی تربیتی

 

 

RSS 2.0



کد کج شدن تصاوير

- - -----------
پیج رنک گوگل وصیت شهدا مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم