http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/6/2/88734_464.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ

 

امروز روز دیگریست ...

یه روز از همان روزهای بی تو ...

در به در این کوچه و آن کوچه ...

می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری !!!

الان که این نوشته را ارسال می کنم ؛ دو روز مانده به ماه رجب !

 

هیچ کلمه ای جایگزین این الرجبیون ... حس و حال معنوی را منتقل نمیکنه ...

حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند :

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

شرح فروع کافی ج 4 ، ص 14

-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-:-

اما بعد از این همه تاخیر در ره پوی وصال اومدم بگم ؛

گهگاهی که دلم تنگ و نگاهم ابریست همه از خاطر توست خاطره ای دیگر نیست ...

آقا جان فقط و تنها تو را می خواهم و بس و محتاج شمام...

یا علی مدد

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۹ساعت 13:58  توسط يونس صالحي   | 
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

http://www.kofc12287ga.org/KofC/images/community_support_img1.jpg

بعد از گذشت 9 دی 88 و نگارش مطلب در این باره ...

بعد از گذشت 22 بهمن و ایام فاطمیه اول و موضوعی ناب به اسم مذاکرات هسته ای ...

امروز دوست دارم بگم ؛ من این جامعه را دوست ندارم !!!

اما کدام جامعه ؟!

http://s5.picofile.com/file/8104117284/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA_%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg

من این جامعه را دوست ندارم ...

 

که خواص و بزرگانش جهت دسترسی به خواسته های نفسشان پای بر اخلاقیات می نهند و برای اجرای آن حکم های گوناگون صادر می کنند... و برچسب میزنن به بسیاری از افراد ... !

 

من این جامعه را دوست ندارم ...

 

که خواص آن فقط به فکر پول و قدرت هستند و از همسایه خود خبر ندارند که آیا شب با شکم سیر خوابیده یا گرسنه بوده است ؟!

 

من این جامعه را دوست ندارم  ...

 

که واقعیت هایش را یا دفن کرده اند یا وارونه جلوه می دهند و یا در کتب و موزه ها به فراموشی سپرده اند.

 

من این جامعه را دوست ندارم ...

 

که ابزاری جهت قدرت نمایی اشخاصی شده که صرفا شعار می دهند و عملا خلاف واقع عمل می کنند مخصوصا در نهان و گفت و شنودهای شخصیشان !!!

 

من این جامعه را دوست ندارم ...

 

که رهبر دینی اش یکه و تنها جلوی زیاده خواهان ایستاده و همه در شعار گویند ما اهل کوفه نیسیتیم!!!

 

من این جامعه را دوست ندارم ...

 

که صرفا در چنگال چند ابر قدرت میگردد و بر مستعضین هر موقع بخواهند فشار می آورند ...

 

من این جامعه را دوست ندارم ...

چون لیاقت مهدی فاطــمـــه را ندارم ...

من این جامعه را دوسـت ندارم ...

چون این جامعه را دوست ندارم ..

یـــــــا عـــــــلـــــــی مـــــــــدد ..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت 11:7  توسط يونس صالحي   | 

مطلب را با یک سوال آغاز می­کنیم:

آیا فتنه 88 و وقایع عاشورای آن سال، تصادفی بود؟

به نظر پاسخ منفی است چون افرادی که این حادثه جانسوز را رقم زدند، ترکیبی از بازمانده­های گروهک منفور منافقین، عناصر بهایی، سلطنت­طلب­ها، برخی از اراذل و اوباش پول­پرست و عده­ای از فریب­خوردگان بودند.

به راستی چه اتفاقی افتاده است که تمامی این عناصر در وحدت و اتحادی شگفت، این­گونه گرد هم آمده بودند؟

شگفت­تر این­که در خارج از کشور، رییس رژیم جهلی صهیونیسم، اوباما، همسر سرکرده منافقین، مرکزیت بهائیت در سرزمین­های اشغالی فلسطین، فرزند مفلوک شاه مخلوع و ... در حرکتی هماهنگ از این قداست­شکنی بزرگ حمایت کردند.

بدترین اتفاق این بود که دو تن از سران فتنه در اظهارنظرهای خود این جماعت را «امت خداجو» و «عزاداران واقعی» نام­گذاری می­کنند!

همچنین شورای جنبش سبز در خارج از کشور این حرکت را آغاز راه جنبش ملت ایران می­دانند.

http://mostazafin.tv/images/screenshot/13/ebrat2.jpg

آن­چه که در عاشورای 88 اتفاق افتاد یک حرکت دفعی و تصادفی نبود که عده­ای در روز عاشورا جوگیر شوند و به چنین اعمالی دست بزنند. آن­ها از سال­ها پیش برای چنین روزی قلم­فرسایی کرده بودند. هر چند که ذکر این جملات هم مشمئزکننده است ولی صرفا برای نشان دادن ماهیت این جریان فرهنگی روشنفکرنما، چند جمله از جملاتشان را مرور می­کنیم:

* پیامبران منصوب خدا برای رهبری و زمامداری جامعه نیستند! (روزنامه حیات­نو،27/5/79، ص9)

* امروز «دین» به مثابه­ی یک عنصری است که مانع پیشبرد پروژه­ی روشن­فکری تلقی شده است.(نشریه کیان،ش51،ص42)

* در این زمان که نه از دولت اموی خبری است و نه دشمنان و کشندگان و نه از اعقاب و نسل­های بعد از آن ... هنوز هم از داستان حسین (ع) استفاده کردن و عنصر انتقام و کینه­توزی و خشونت و خون­ریزی را زنده نگه داشتن، شایسته نیست(روزنامه نشاط،30/1/78 ،ص2)

* عاشورا معلول تعارض­های قومی و نتیجه­ی خشونت پیامبر(ص) در بدر و حنین بود! (روزنامه صبح امروز،20/1/77،ص7)

آیا پیامبر رحمت و محبت، آغازکننده جنگ بودند؟! آیا مبارزه­ی پیامبر(ص) با مشرکان، تعارض قومی بود؟

این­ها فقط چند نمونه بود که این روشنفکرنماها، در این سال­ها حرف­های ضد دینی را تئوریزه کرده­اند.

همین واقعیت تلخ بود که کاسه صبر مردم را سرازیر کرد و از دل آن حادثه­ی جانسوز و تلخ، قیام مردمی 9 دی آفریده شد. همه فهمیدند مشکل این­ها با نتیجه­ی انتخابات نیست بلکه با ریشه­های اصلی نظام اسلامی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۱ساعت 13:53  توسط يونس صالحي   | 
وقتی بی عباس می شوی ...

http://www.afkarnews.ir/images/docs/000019/n00019157-b.jpg

مثل قالی شده ای زیر لگدهای عدو

به روی گردن تو بود چرا پای عدو

هی لگد می زد و یاد لگدی افتادم

ناگهان یاد لگدهای بدی افتادم

http://www.nasr19.ir/wp-content/uploads/2012/11/ali-asghar-500x304.jpg

گفت یک نیزه بیارید چه رأسی دارد!

گرگ شامی ز تو ای یار چه ترسی دارد؟

نیزه را در سرتو کرد فرو محکمتر

و برای سر تو گرگ چه حرصی دارد!

آری وقتی بی عباس می شوی ...

قسمتی از سریال مختارنامه در رابطه با زهیر بن قین بود ؛ وقتی که به میدان رفت و دلاوری انجام داد من عاشق این تیکه بودم که دشمن از عباس علیه السلام در حراص بود ...

وقتی عمر بن سعد و شمر بن ذی الجوشن لعنت الله علیه و آله از اسم و نام عباس علیه السلام شکست را در خود احساس می کردند ...

صلی الله علیک یا قمر بنی هاشم (علیه السلام)

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۱۹ساعت 9:28  توسط يونس صالحي   | 
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا قمر بنی هاشم (ع) ؛

با نام اباالفضل گرفتار حسینیم

او کرده صدا گرمیِ بازار حسینیم

از مادرِ او هرچه که گفتیم گرفتیم

از ام بنین است عزادار حسینیم

عباس مدد کرد در این خانه بمانیم ...

عباس شفا داد که بیمار حسینیم ...

الحمدالله دستانم اجازه یافتند و نوشتم خیمه گاه حضرت عباس (علیه السلام)

 

یادش بخیر سال گذشته بیت الرقیه سلام الله علیها ...

( هر جا سخن از رقیه جان می آید - صوت صلوات عرشیان می آید-در مجلس این سه ساله من معتقدم- عط خوش صاحب الزمان می آید )

آماده جهت آغاز یک محرم رویایی ...

ضامنم حسین است و نمیشوم مایوس

بی قرارم کرده این شمارش معکوس ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۳/۰۷/۲۹ساعت 11:2  توسط يونس صالحي   | 
 
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام

خارم ولی به سایه گل آرمیده ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق

همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام!

چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

از جام عافیت می نابی نخورده ام

وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام

موی سپید را فلکم رایگان نداد!

این رشته را به نقد جوانی خریده ام

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده من که از همه عالم بریده ام !

گر می گریزم از نظر مردمان « رهی »

عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام!

 رهی معیری
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

http://nargil.ir/plant/images/postimages/77EA0AC298CD1AF7106C36C65E561D85/image-B269_5038544671.jpg

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۰۷/۰۵ساعت 10:12  توسط يونس صالحي   | 
http://media.jamnews.ir/Original/1391/12/11/IMG22184735.jpg

صــــــــــــــــــــد شکــــــــــــر که شیعهــــ سر در خطــــــــــــ ولیـــــــــــــ دارد

ایـــــــــــــ عهد شکــــــــــــنـــــــــــــ کوفهـــــ اینــــــــــ خطهــــــــ علیـــــــ دارد

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۰۵/۱۰ساعت 10:27  توسط يونس صالحي   | 
http://realterrorist.info/wp-content/uploads/2014/07/u22rl.jpg

مقاومت این درس را به رهبران سیاسی فلسطین داد که به دشمن شکست خورده در صحنه نبرد میدانی، هرگز پای میز مذاکرات امتیازی ندهد که بخواهد شکست خود را جبران کند و اینکه رویارویی سیاسی به‌تنهایی برای بازپس گرفتن حقوق غصب‌شده ملت فلسطین کافی نیست و بدون مقاومت مسلحانه نمی‌توان به این هدف مهم دست یافت.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۱۰ساعت 10:23  توسط يونس صالحي   | 
گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سرِ سنگینم را که پر از دغدغه های دیروز بود و ھراس فردا ، بر شانه ھای صبورت بگذارم و آرام برایت بگویم و بگریم ... در آن لحظات شانه ھای تو کجا بود ؟
گفت: ای عزیزتر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی ، بلکه در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی. من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .
من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : ای عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکھایت به من رسید
و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ریختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان... چرا که تنھا اینگونه میـشود تا ھمیشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگِ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟
گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی. تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود... که عزیزتر از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید!

گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزی ات دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی! می خواستم برایم بگویی... آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم... تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر... من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم.

گفتم :مھربانــترینم ، دوستت دارم ...
گفت : ای عزیزتر از هرچه هست ، من هم دوستت دارم ...

راز و نیاز با خدا  - عطر خدا   www.Atrekhoda.com
منبع : عطر خدا
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۰۳/۱۰ساعت 10:18  توسط يونس صالحي   | 
http://multimedia.mehrnews.com/Original/1393/01/26/IMG08123452.jpg

لطفا امسال حداقل ترین کار را انجام بدیم !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۱۰ساعت 10:2  توسط يونس صالحي   | 
http://mandie.persiangig.com/image/13778837868.jpg

امام خمینی (ره) خطاب به شهید نور علی شوشتری پس از عملیات مرصاد :

در این دنیا نمی توانم کاری بکنم ،

اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعا شما را شفاعت خواهم کرد .

 

 

بخشی از صحبت هایی که قبل از شهادت بیان شد :

اگر امروز هم هر دیوانه و ابلهی دستش به این کشور دراز شود ، دستش را قطع می کنیم ؛ ما همان آدم ها هستیم و با همان انگیزه و همان اراده ؛ حالا درست است که موهایمان سپید شده است .

اما امروز برای شهید شدن بیشتر آماده هستیم ؛ چون آنروز یک آرزوهایی توی دلمان بود .

اما امروز همه آرزوهایمان تمام شده امروز برای شهادت از هر روزی آماده تر هستیم ...

 

یا علی مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ساعت 10:1  توسط يونس صالحي   | 
بسم الله الرحمن الرحیم

یا زهرا (سلام الله علیها)

یه نگاه کنی تمومه...

همه غم و دردها  ...


http://www.dweb.ir/pic/Fatemeh5.jpg

من راه دلم را به غیر عشق فاطمه وا نکنم ؛

با دشمن ولایت علی رفاقت نکنم ؛

بی خیال  عید سال جدید ؛

نامردم اگر ز غمت سیه به این تن نکنم ؛

منتظر ایام فاطمیه

یا علی
التماس دعای فرج

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۳ساعت 10:20  توسط يونس صالحي   |