ره پوی وصال-خیمه گاه عباس علیه السلام

انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ...

ره پوی وصال-خیمه گاه عباس علیه السلام

يونس صالحي
ره پوی وصال-خیمه گاه عباس علیه السلام انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ...

خیمه گاه حضرت عباس علیه السلام - ره پوی وصال

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا قمر بنی هاشم (ع) ؛

با نام اباالفضل گرفتار حسینیم

او کرده صدا گرمیِ بازار حسینیم

از مادرِ او هرچه که گفتیم گرفتیم

از ام بنین است عزادار حسینیم

عباس مدد کرد در این خانه بمانیم ...

عباس شفا داد که بیمار حسینیم ...

الحمدالله دستانم اجازه یافتند و نوشتم خیمه گاه حضرت عباس (علیه السلام)

 

یادش بخیر سال گذشته بیت الرقیه سلام الله علیها ...

( هر جا سخن از رقیه جان می آید - صوت صلوات عرشیان می آید-در مجلس این سه ساله من معتقدم- عط خوش صاحب الزمان می آید )

آماده جهت آغاز یک محرم رویایی ...

ضامنم حسین است و نمیشوم مایوس

بی قرارم کرده این شمارش معکوس ...

 


موضوعات مرتبط: ولايت ، شهادت

تاريخ : سه شنبه 1393/07/29 | 11:2 | نویسنده : يونس صالحي |

در هوای تو از پا فتاده ام ...

 
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام

خارم ولی به سایه گل آرمیده ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق

همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام!

چون اشک در قفای تو با سر دویده ام

من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش

از دیگران حدیث جوانی شنیده ام

از جام عافیت می نابی نخورده ام

وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام

موی سپید را فلکم رایگان نداد!

این رشته را به نقد جوانی خریده ام

ای سرو پای بسته به آزادگی مناز

آزاده من که از همه عالم بریده ام !

گر می گریزم از نظر مردمان « رهی »

عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام!

 رهی معیری
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

http://nargil.ir/plant/images/postimages/77EA0AC298CD1AF7106C36C65E561D85/image-B269_5038544671.jpg


موضوعات مرتبط: شخصي

تاريخ : شنبه 1393/07/05 | 10:12 | نویسنده : يونس صالحي |

ای عهد شکن ...

http://media.jamnews.ir/Original/1391/12/11/IMG22184735.jpg

صــــــــــــــــــــد شکــــــــــــر که شیعهــــ سر در خطــــــــــــ ولیـــــــــــــ دارد

ایـــــــــــــ عهد شکــــــــــــنـــــــــــــ کوفهـــــ اینــــــــــ خطهــــــــ علیـــــــ دارد



تاريخ : جمعه 1393/05/10 | 10:27 | نویسنده : يونس صالحي |

هیهات من الذله ...

http://realterrorist.info/wp-content/uploads/2014/07/u22rl.jpg

مقاومت این درس را به رهبران سیاسی فلسطین داد که به دشمن شکست خورده در صحنه نبرد میدانی، هرگز پای میز مذاکرات امتیازی ندهد که بخواهد شکست خود را جبران کند و اینکه رویارویی سیاسی به‌تنهایی برای بازپس گرفتن حقوق غصب‌شده ملت فلسطین کافی نیست و بدون مقاومت مسلحانه نمی‌توان به این هدف مهم دست یافت.



تاريخ : سه شنبه 1393/04/10 | 10:23 | نویسنده : يونس صالحي |

راز و نیاز با خدا

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سرِ سنگینم را که پر از دغدغه های دیروز بود و ھراس فردا ، بر شانه ھای صبورت بگذارم و آرام برایت بگویم و بگریم ... در آن لحظات شانه ھای تو کجا بود ؟
گفت: ای عزیزتر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی ، بلکه در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی. من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .
من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : ای عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکھایت به من رسید
و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ریختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان... چرا که تنھا اینگونه میـشود تا ھمیشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگِ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟
گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی. تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود... که عزیزتر از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید!

گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزی ات دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی! می خواستم برایم بگویی... آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم... تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر... من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم.

گفتم :مھربانــترینم ، دوستت دارم ...
گفت : ای عزیزتر از هرچه هست ، من هم دوستت دارم ...

راز و نیاز با خدا  - عطر خدا   www.Atrekhoda.com
منبع : عطر خدا


تاريخ : شنبه 1393/03/10 | 10:18 | نویسنده : يونس صالحي |

امسال چه کنیم ... ؟!

http://multimedia.mehrnews.com/Original/1393/01/26/IMG08123452.jpg

لطفا امسال حداقل ترین کار را انجام بدیم !!!



تاريخ : چهارشنبه 1393/02/10 | 10:2 | نویسنده : يونس صالحي |

آرزوهایمان تمام شده است ...

http://mandie.persiangig.com/image/13778837868.jpg

امام خمینی (ره) خطاب به شهید نور علی شوشتری پس از عملیات مرصاد :

در این دنیا نمی توانم کاری بکنم ،

اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعا شما را شفاعت خواهم کرد .

 

 

بخشی از صحبت هایی که قبل از شهادت بیان شد :

اگر امروز هم هر دیوانه و ابلهی دستش به این کشور دراز شود ، دستش را قطع می کنیم ؛ ما همان آدم ها هستیم و با همان انگیزه و همان اراده ؛ حالا درست است که موهایمان سپید شده است .

اما امروز برای شهید شدن بیشتر آماده هستیم ؛ چون آنروز یک آرزوهایی توی دلمان بود .

اما امروز همه آرزوهایمان تمام شده امروز برای شهادت از هر روزی آماده تر هستیم ...

 

یا علی مدد



تاريخ : یکشنبه 1393/01/10 | 10:1 | نویسنده : يونس صالحي |

عید فاطمی ...

بسم الله الرحمن الرحیم

یا زهرا (سلام الله علیها)

یه نگاه کنی تمومه...

همه غم و دردها  ...


http://www.dweb.ir/pic/Fatemeh5.jpg

من راه دلم را به غیر عشق فاطمه وا نکنم ؛

با دشمن ولایت علی رفاقت نکنم ؛

بی خیال  عید سال جدید ؛

نامردم اگر ز غمت سیه به این تن نکنم ؛

منتظر ایام فاطمیه

یا علی
التماس دعای فرج



تاريخ : شنبه 1392/12/03 | 10:20 | نویسنده : يونس صالحي |

گنجشک و آتش

گنجشک و آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و…

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم

اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!

کنایه رهپوی وصال : 

آن دری که در میان یک شهر میسوخت ...

....

یا علی

التماس دعا


موضوعات مرتبط: شهادت

تاريخ : دوشنبه 1392/10/23 | 9:3 | نویسنده : يونس صالحي |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.